تصاویر و گزارش تظاهرات علیه آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا
تظاهرات علیه آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا
حضور آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در اجلاس فائو ناگفته های دردناکی به همراه داشت. دولتی که می گوید آماده برنامه ریزی برای مدیریت جهان است در نشست رم با حوادثی روبرو شد که شاید پذیرفتن آن تا حدی سخت است.
آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در این ادعا که مورد توجه و استقبال ویژه قرار گرفته است، از جمله گفت که "دو کنفرانس مطبوعاتی سنگین" برگزار کرده و با سران چندین کشور دیدار داشته است. ولی واقعیت آن است که هر دو کنفرانس مطبوعاتی او تنها به خاطر اظهارات تحریک آمیز او علیه موجودیت اسرائیل و آمریکا مورد توجه واقع شد و بیشترین پرسشهای خبرنگاران نیز پیرامون این موضوع بود .
نام آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران همه جا با نام روبرت موگابه فرمانروای خودکامه زیمبابوه که مردمان کشور خویش را به فلاکت کشانده است، آمیخته بود در حالی که ایران یک کشور باستانی و ملت ایران دارای فرهنگ و تمدن والائی است، نخستین سفر آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به یک کشور اروپائی (آن هم به ایتالیا که روزگاری سرزمین امپراطوری رقیب ایران بوده) باعث حوادثی بس ناگوار شد
* در رم، همه سیاستمداران ایتالیائی از آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران می گریختند و تنها شخصیت سیاسی ایتالیائی که حاضر به دیدار با او شد، رهبر یک حزب فاشیستی ایتالیا بود. در ایتالیا در رابطه با این دیدار ضرب المثلی بیان گردید که تقریبا معادل آن ضرب المثل ایرانی است که می گوید: کبوتر با کبوتر – باز با باز.
در فرودگاه بین المللی رم، برخلاف معمول درباره دیدار روسای جمهوری و رهبران کشورها، هیچ مراسم پذیرائی رسمی از آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به عمل نیامد و فرش سرخ زیر پای او پهن نشد و ارکستر نظامی سرود ملی دو کشور را ننواخت. استدلال دولت ایتالیا آن بود که رئیس جمهوری اسلامی ایران به دعوت یک سازمان بین المللی، و نه به دعوت دولت ایتالیا به آن کشور آمده و بنا بر این، لزومی به انجام مراسم رسمی نیست.
در حالی که چنین استدلالی را ظاهرا می توان پذیرفت، ولی این واقعیت که آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و موگابه به ضیافت شامی دعوت نشدند که سیلویو برلوسکونی به افتخار میهمانان شرکت کننده در همایش فائو ترتیب داده بود، نشان اوج بی اعتنائی سران جدید دولت ایتالیا نسبت به این دو نفردر صحنه بین المللی است.
در همایش فائو نیز نخست وزیر ایتالیا نام هر رهبر خارجی را که برای سخنرانی به پشت تریبون دعوت می شد، با صدای بلند اعلام می کرد. ولی پنج دقیقه پیش از آن که نوبت سخنرانی به آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برسد، برلوسکونی بی سر و صدا تالار کنفرانس را ترک گفت تا ناچار نشود نام آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را به زبان آورد.
هنگام ورود آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به تالار سخنرانی، تنها شخصیتی که به علامت احترام دست او را فشرد، رئیس روابط عمومی سازمان جهانی خواروبار و کشاورزی (فائو) به نام Jaques Diouf بود که او این امر را به صورت تشریفاتی انجام داد – زیرا یکی از وظائف او محسوب می شود.
* در همان دقایقی که آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در نشست فائو به ارائه کردن "نقشه جامع نجات دادن دنیا از قحطی و گرسنگی" سخن می گفت، در میدان مرکزی رم (موسوم به میدان پلکانهای اسپانیا) تظاهراتی علیه او برگزار می شد که 60 تن از نمایندگان پارلمان ایتالیا نیز در آن حضور داشتند. با توجه به آن که کنفرانس فائو تحت عنوان "مبارزه با گرسنگی" برگزار می شد، تظاهرکنندگان شعار می دادند: ما گرسنه آزادی ایران هستیم! شمار زیادی از شخصیتهای سیاسی ایتالیا و سران و نمایندگان 25 تشکل سیاسی و اجتماعی آن کشور برگزاری این تظاهرات را به عهده داشتند...
هنگام سخنرانی آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، شهردار رم دستور داد برق ساختمان به مدت 15 دقیقه قطع شود تا تنفر خود را نسبت به ایران بیان کرده باشد
در مصاحبه با روزنامه لارپوبلیکا، آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ابتدا تکذیب کرد که برای دیدار با رئیس جمهوری و نخست وزیر ایتالیا درخواست کرده و پیامهای تبریک برایشان فرستاده بود تا شاید آنها هم به او محبت کنند. ولی گویا هنگامی که دستیارانش به او یادآوری کردند که البته چنین پیامهائی فرستاده شده، سخنان خود را تصیحیح کرد.
رسانه های ایتالیایی در اقدامی هماهنگ با اشاره به مصاحبه آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران با کانال دو تلویزیون ایتالیا (RAI 2) اعلام کردند که او در این مصاحبه بسیار ناراحت و متشنج به نظر می رسید و مرتبا دستهای خود را می مالید – تا حدی که برخی از تماشاچیان با کنجکاوی پرسیدند که آیا او بیمار است؟
تالار کنفرانس فائو که آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در آنجا سخنرانی کرد "تالار ایران" نامیده می شود. بهای احداث این تالار توسط پهلوی دوم به سازمان جهانی خواروبار هدیه شده بود و از این رو "ایران" نام گرفت. هنگامی که سخنرانی آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران تمام شد، کمتر کسی در تالار برای او کف زد.
آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران گفته بود که طرح پیشنهادی او برای مبارزه با قحطی و کمبود مواد غذائی در جهان، مورد استقبال گسترده قرار گرفت. ولی این نشان به آن نشان که هیچ یک از رسانه های همگانی ایتالیا حتی یا جمله نیز درباره آن ننوشتند و آن را کاملا نادیده گرفتند.
ابتدا گفته شده بود که آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در تمام سه روزی که کنفرانس فائو ادامه خواهد داشت، در رم باقی خواهد ماند و با سران کشورها و نمایندگان بلندپایه و مقامات دولت ایتالیا تماسهای گسترده ای به عمل خواهد آورد تا موجب تغییر چهره حکومت ایران ، به ویژه در رابطه با مشکل اتمی حکومت شود. ولی استقبال از او آن قدر سرد، بود که او تصمیم گرفت پس از یک روز به تهران باز گردد.
روزنامه ایل ریفورمیستا که پرچمدار ابراز مخالفت با حضور آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در رم بود، روی جلد خود را به طور تمام سیاه، با شعار لاتین Vade Retro (برو گم شو!) تزئین کرده بود که می تواند تحقیرآمیزترین شعار نسبت به رئیس جمهوری یک کشور باشد.
کلیپی طراحی شده است به اسم حجاب
كه با مزمون اعتراض به طرح مبارزه با بد حجابی منتشر می شود
كليپي بسيار زيبا و جذاب كه پيشنهاد مي كنم حتما ببينيدش
مبادا از دست بديد ها
كار بسيار عالي و آماده که تقدیم بازدید کنندگان محترم می شود
http://kiyansoft.persiangig.com/k.ansar/movies/3gp_hejab.rar
با تشكر از دوست عزيزم آقا كيانوش به خاطر قرار دادن هاست در اختيار ما
در تلاش شب كه ابر تیره می بارد روی دریای هراس انگیز
و ز فراز برج باراند از خلوت، مرغ باران می كشد فریاد خشم آمیز
و سرود سرد و پر توفان دریای حماسه خوان گرفته اوج
می زند بالای هر بام و سرائی موج
و عبوس ظلمت خیس شب مغموم
ثقل ناهنجار خود را بر سكوت بندر خاموش می ریزد، -
می كشد دیوانه واری
در چنین هنگامه
روی گام های كند و سنگینش
پیكری افسرده را خاموش.
مرغ باران می كشد فریاد دائم:
- عابر! ای عابر!
جامه ات خیس آمد از باران.
نیستت آهنگ خفتن
یا نشستن در بر یاران؟ ...
ابر می گرید
باد می گردد
و به زیر لب چنین می گوید عابر:
- آه!
رفته اند از من همه بیگانه خو بامن...
من به هذیان تب رؤیای خود دارم
گفت و گو با یار دیگر سان
كاین عطش جز با تلاش بوسه خونین او درمان نمی گیرد.
***
اندر آن هنگامه كاندر بندر مغلوب
باد می غلتد درون بستر ظلمت
ابر می غرد و ز او هر چیز می ماند به ره منكوب،
مرغ باران می زند فریاد:
- عابر!
درشبی این گونه توفانی
گوشه گرمی نمی جوئی؟
یا بدین پرسنده دلسوز
پاسخ سردی نمی گوئی؟
ابر می گرید
باد می گردد
و به خود این گونه در نجوای خاموش است عار:
- خانه ام، افسوس!
بی چراغ و آتشی آنسان
كه من خواهم، خموش و سرد و تاریك است.
***
رعد می تركد به خنده از پس نجوای آرامی كه دارد با شب چركین.
وپس نجوای آرامش
سرد خندی غمزده، دزدانه از او بر لب شب می گریزد
می زند شب با غمش لبخند...
مرغ باران می دهد آواز:
- ای شبگرد!
از چنین بی نقشه رفتن تن نفرسودت؟
ابر می گرید
باد می گردد
و به خود این گونه نجوا می كند عابر:
- با چنین هر در زدن، هر گوشه گردیدن،
در شبی كه وهم از پستان چونان قیر نوشد زهر
رهگذار مقصد فردای خویشم من...
ورنه در این گونه شب این گونه باران اینچنین توفان
كه تواند داشت منظوری كه سودی در نظر با آن نبندد نقش؟
مرغ مسكین! زندگی زیباست
خورد و خفتی نیست بی مقصود.
می توان هر گونه كشتی راند بر دریا:
می توان مستانه در مهتاب با یاری بلم بر خلوت آرام دریا راند
می توان زیر نگاه ماه، با آواز قایقران سه تاری زد لبی بوسید.
لیكن آن شبخیز تن پولاد ماهیگیر
كه به زیر چشم توفان بر می افرازد شراع كشتی خود را
در نشیب پرتگاه مظلم خیزاب های هایل دریا
تا بگیرد زاد و رود زندگی را از دهان مرگ،
مانده با دندانش آیا طعم دیگر سان
از تلاش بوسه ئی خونین
كه به گرما گرم وصلی كوته و پر درد
بر لبان زندگی داده ست؟
مرغ مسكین! زندگی زیباست ...
من درین گود سیاه و سرد و توفانی نظر باجست و جوی گوهری دارم
تارك زیبای صبح روشن فردای خود را تا بدان گوهر بیارایم.
مرغ مسكین! زندگی، بی گوهری این گونه، نازیباست!
***
اندر سرمای تاریكی
كه چراغ مرد قایقچی به پشت پنجره افسرده می ماند
و سیاهی می مكد هر نور را در بطن هر فانوس
و زملالی گنگ
دریا
در تب هذیانیش
با خویش می پیچد،
وز هراسی كور
پنهان می شود

در بستر شب
باد،
و ز نشاطی مست
رعد
از خنده می تركد
و ز نهیبی سخت
ابر خسته
می گرید،-
در پناه قایقی و
ارون پی تعمیر بر ساحل،
بین جمعی گفت و گوشان گرم،
شمع خردی شعله اش بر فرق می لرزد.
ابر می گرید
باد می گردد
وندر این هنگام
روی گام های كند و سنگینش
باز می استد ز راهش مرد،
و ز گلو می خواند آوازی كه
ماهیخوار می خواند
شباهنگام
آن آواز
بر دریا
پس به زیر قایق وارون
با تلاشش از پی بهزیستن، امید می تابد به چشمش رنگ.
***
می زند باران به انگشت بلورین
ضرب
با وارون شده قایق
می كشد دریا غریو خشم
می كشد دریا غریو خشم
می خورد شب
بر تن
از توفان
به تسلیمی كه دارد
مشت
می گزد بندر
با غمی انگشت.
تا دل شب از امید انگیز یك اختر تهی گردد.
ابر می گرید
باد می گردد...
بر طبل مرگ،چوب میزنم/
و خوب می رقصم بر دار اعدام /
بر رقص مرگ می خندم/
چرا که مرگ را با خنده و رقص
به ستیز خوانده ام !
حال که بر چوبه های دار چنگ زده ام/
در سالگرد اعدام جشن گرفته اند
اما جشن مرگ و چوبه دار/
همه بر آمدن دوباره ام خندیدند/
و من بر پیکرشان باز رقصیدم!/
آنها را به تماشاگه راز سپرده ام/
من مرگ را به تمسخر گرفته ام/
از سالگرد تولد تا رقص بر دارها را/
بارها بر تارک تاریخ می نوازم/
او را در آغوش میگیرم/
و بر دارها پا میکوبم/
من بر تماشاگران اعدام نعره می کشم/
و به نگاههای خیره/
با مرگی در آغوش/
آزادی را نشانه می روم/
مرگها را در آغوش باید گرفت!/
بر دارها پا باید کوبید/
تا گلهایمان برویند /
تا آزادی رقص کنان /
در ساحل تنهاییمان دامن بگستراند…
من مرگ را به ستیز خوانده ام/
تا آزادی را با خون خویش/
ایستاده بر گرده زمان/
استوار سازم/
من آزادی را با رفاقت مرگ/
رقص کنان می خوانم/
من آزادی را می جویم /
و بر گوش مرگ میکوبم/
من از آنسوی هستی/
بر آزادی بوسه زندگی هدیه میکنم/
و رقص ما بر دار اعدام/ 
سرود نرمی را /
با پژواکی خاموش/
در تماشاگه راز می آغازد…/
پژواک رقص بر دار!/
یعنی خنده بر رقص مرگ/
یعنی در جستجوی آزادی…/
یعنی ما آزادی می خواهیم./

با سلام تو رو خدا من رو ببخشید چون یه مدت نیومدم
کلی مطلب براتون جمع کرده بودم که اگر نگم برام عقده میشه
شما که نمی خواهید من عقده ای بشم؟!!
عیدتون مبارک
و اما....
دراین فرخنده فروردین و فرخ جشن نوروزی نصیب دوستان ما سعادت باد و پیروزی فرا رسیدن نوروز باستانی،
یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
مثل ماهی زنده مثل سبزه زیبا مثل سمنو شیرین مثل سمبل خوشبو مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه
با ارزش باشید.
نزدیک عیده، توی خونه تکونیه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
نیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت … دوستت دارم
افسوس می خورم …
چرا؟
چرا با رفتن تو…………
بهار می اید ؟…
امدی در سرمای زمستان…
به سردی زمستان بودی…
به غم انگیزی شبهای تنهایی…
به خشکی برف …
می روی…
بهار می اید …
به نظر معامله خوبی است…
امید ان دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند …
چه امید مبهمی…
گردش روزگار خطا ندارد …
زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند…
سلام، ببخشید این موقع صبح بیدارت كردم.
.
.
.
.
.
.
.
.
خواستم یادآوری كنم: سال نو شده.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. كمكم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
لحظه ای که سال تحویل میشه …
تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی …
کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه…
سال نو مبارک گلم
با ارزوی سالی با
12 ماه سلامتی
52 هفته صفا
365 روز بركت
8765 ساعت شادی
525940دقیقه صمیمت
31556453ثانیه عشق
سال نو پیشاپیش مبارک
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
نوروز مبارک
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۸۷ مبارک



